بعضی وقتها برام اتفاقهایی می افته که من رو می بره به خاطرات گذشتم. چند وقته پیش توی اینترنت به یک امریکایی برخورد کردم که به دنبال یک فارسی زبان می گشت برای ترجمه شعر آهنگی از گروه Axiom of Choice. من هم کنجکاو شدم و بهش میل زدم. گفت که می خواد بهش کمک کنم چون می خواد برای شب عروسیش با نامزدش این آهنگ رو بزنند و به انگلیسی بخونند. من اول فکر کردم که چون اسم گروه خارجی هست, آهنگ هاشون رو تا به حال گوش نکردم. ولی وقتی توی اینترنت پیدا کردم و گوش دادم تازه فهمیدم که این همون آهنگی هست (آلبومش رو می تونید از اینجا دانلود کنید) که همیشه قبلا گوش می دادم و باهاش حال می کردم. رباعیات خیام و آهنگ مورد علاقم وقتی توی اتاقم تنها بودم (برای مدتی می خوام یکی از این آهنگها پس زمینه وبلاگم باشه). یاد چندین سال پیش افتادم, اواخر اردیبهشت بود. بچه های اتاق یا می رفتند سر کار یا دانشگاه. من هم تنها می نشستم کنار پنجره و به این آهنگ گوش می دادم. چه دورانی بود. یادم می آد یک رمان خیلی تلخ رو همون موقع بود که خوندم و تموم کردم و حال و هوام با این رباعیات خیلی می خوند. خیلی جالبه گوش دادن به این آهنگها همزمان با تابستون همون سال نیز بود که داشتم کتاب "چنین گفت زرتشت" رو می خوندم. یک روز روی تخت دراز کشیده بودم و در حالی که به این آهنگها گوش می کردم, به این قسمت کتاب نیز فکر می کردم:
برادران, آیا دلیراید؟ آیا دلاورید؟ نه دلیری در برابر شاهدان, بل دلیری خلوت نشینان و عقابان که دیگر خدایی نیز بر آن نمی نگرد!
سرد جانان, استران, کوران و مستان را دلاور نمی خوانم. دلاور آن کسی ست که ترس را می شناسد, اما بر ترس چيره می شود؛ آن که مغاک را می بیند, اما با غرور.
آن که مغاک را می بیند, اما با چشمان عقاب. آن که با چنگال عقاب مغاک را می چسبد دلیر است!
... و
برای بالا رفتن پاهای خویش را به کار گیرید! مگذارید شما را بالا کشند.
...و
ای آفرینندگان, ای انسان های والاتر! هر کس تنها آبستن فرزند خویش است.
و به این نکته از کتاب فکر می کردم (عین جمله رو نتونستم پیدا کنم) که برای رسیدن به قله ها باید خطر کرد؛ تا از کنار پرتگاهها عبور نکنی به قله ها نخواهی رسید و بر ترس چیره باید شد.
همین طور روی تخت به این جملات فکر می کردم و آینده خود. اون لحظه رو فراموش نمی کنم که می گفتم: "آری, خطر باید کرد."
من فکر می کنم آهنگ ها رو فقط به خاطر زنده کردن خاطراتی که باهاشون داریم, زیبا یا نفرت انگیز می خونیم. شاید یک آهنگ 20 سال پیش, دیگه امروز برای آدم ها جالب نیست و حتی خنده داره ولی چون همین آهنگ, آدم رو به یاد بچگیش می اندازه, خیلی دوست داشتنی هست. من که از موسیقی چیزی سر در نمی آرم و همیشه زیبایی یا زشتی یک آهنگ رو به خاطراتی که باهاش داشته ام ربط می دهم. به هر حال این آهنگ هم خاطراتی از اون سالها رو برام زنده کرد. شاید دوستهای اون روزهام نیز با شنیدن این آهنگها, توی به خاطر آوردن خاطرات با من شریک بشن!
البته شعر رو برای اون آمریکایی هم ترجمه کردم که به جز من اون هم بره و حالشو ببره (برای دانلود بقیه آلبومهای این گروه به اینجا بروید).
برادران, آیا دلیراید؟ آیا دلاورید؟ نه دلیری در برابر شاهدان, بل دلیری خلوت نشینان و عقابان که دیگر خدایی نیز بر آن نمی نگرد!
سرد جانان, استران, کوران و مستان را دلاور نمی خوانم. دلاور آن کسی ست که ترس را می شناسد, اما بر ترس چيره می شود؛ آن که مغاک را می بیند, اما با غرور.
آن که مغاک را می بیند, اما با چشمان عقاب. آن که با چنگال عقاب مغاک را می چسبد دلیر است!
... و
برای بالا رفتن پاهای خویش را به کار گیرید! مگذارید شما را بالا کشند.
...و
ای آفرینندگان, ای انسان های والاتر! هر کس تنها آبستن فرزند خویش است.
و به این نکته از کتاب فکر می کردم (عین جمله رو نتونستم پیدا کنم) که برای رسیدن به قله ها باید خطر کرد؛ تا از کنار پرتگاهها عبور نکنی به قله ها نخواهی رسید و بر ترس چیره باید شد.
همین طور روی تخت به این جملات فکر می کردم و آینده خود. اون لحظه رو فراموش نمی کنم که می گفتم: "آری, خطر باید کرد."
من فکر می کنم آهنگ ها رو فقط به خاطر زنده کردن خاطراتی که باهاشون داریم, زیبا یا نفرت انگیز می خونیم. شاید یک آهنگ 20 سال پیش, دیگه امروز برای آدم ها جالب نیست و حتی خنده داره ولی چون همین آهنگ, آدم رو به یاد بچگیش می اندازه, خیلی دوست داشتنی هست. من که از موسیقی چیزی سر در نمی آرم و همیشه زیبایی یا زشتی یک آهنگ رو به خاطراتی که باهاش داشته ام ربط می دهم. به هر حال این آهنگ هم خاطراتی از اون سالها رو برام زنده کرد. شاید دوستهای اون روزهام نیز با شنیدن این آهنگها, توی به خاطر آوردن خاطرات با من شریک بشن!
البته شعر رو برای اون آمریکایی هم ترجمه کردم که به جز من اون هم بره و حالشو ببره (برای دانلود بقیه آلبومهای این گروه به اینجا بروید).
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر